close
تبلیغات در اینترنت
مروری به گذشته .... لحظات قبل از مرگ ایرج قادری چگونه گذشت ؟
به سایت گلزاریا خوش آمدید امیدوارم لحظات خوشی در این سایت داشته باشید.

گلزاریا- سایتی برای طرفداران محمدرضا گلزار

::منوی امکانات

مطالب پر بازدید
آخرین مطالب
سخنی با کاربران
کپی رایت
تازه چه خبر؟

مطالب پر بازدید

آخرین مطالب


سخنی با کاربران

خوش اومدید.
محمدرضا گلزار سوپر استار ایران و ستاره ای محبوب است !این سایت منعکس کننده فعالیتهای هنری,ورزشی, سینمایی , ... محمدرضا گلزار است که با حضور طرفداران اداره می گردد.

تلگرام گلزاریا

telegram.me/realgolzaria_ir

کپی رایت

سریال های خانگی و فیلم های محمدرضا گلزار را خریداری کنید . با سپاس

تشکر



آخرین ارسال های انجمن گلزاریا

عنوانپاسخبازدیدتوسط


موضوعات سایت

mohammadrezagolzar
بیوگرافی
فیلمو گرافی
از گلزار چه میدانید؟
علایق
ماه تولد
biography♥
فیلم ها
فیلم سام و نرگس
فیلم شام آخر
فیلم زمانه
فیلم بالای شهر پایین شهر
فیلم زهر عسل
فیلم چشمان سیاه
فیلم کما
سیزده 13 گربه روی شیروانی
فیلم بوتیک
فیلم گل یخ
فیلم شام عروسی
فیلم آتش بس
فیلم تله
فیلم کلاغ پر
فیلم توفیق اجباری
فیلم مجنون لیلی
فیلم مثل آن شب
فیلم دوخواهر
فیلم دموکراسی تو روز روشن
فیلم شیش و بش
فیلم در امتداد شهر
فیلم تو و من
فیلم بانویی از ماه
فیلم دلم میخواد
فیلم مادر قلب اتمی
یار دوازدهم
فیلم سلام بمبئی
ازدواج سعید و لیلا
فیلم خشکسالی و دروغ
فیلم جدید
نقد فیلم
دیالوگ ها
نظرسنجی
mohammad reza golzar Filmography
سریال ها
سریال ساخت ایران
سریال عشق تعطیل نیست
سریال عاشقانه
تلگرام محمد رضا گلزار
اینستاگرام محمد رضا گلزار
اخبار فیلم
آخرین اخبار
REZZAR
اخبار
عکس ریززار
اخبار قدیمی ریززار
REZZAR = تاریخچه
ویدئو کنسرت ریززار 92
گالری عکس ریززار قدیمی
اخبار کنسرت ریززار 92
ویدئو ریززار
گالری عکس های سیرجان
عکس های ریززار (کیش- پاشایی )
اخبار کنسرت ریززار بعد از 93
Rezzar = گالری عکس های ریززار در کیش (پاشایی )
گالری عکسهای ریززار
دانلود کنسرت ریززار
آهنگ های ریزار
1= آهنگ یه موقع هایی دلم میگیره
2= آهنگ همه چی آرومه
3=آهنگ کارو به اینجا رسوندی
4= آهنگ باور کن دنیامی
5 = من خوش خیال ساده (بازخوانی )
6 = آهنگ روز برفی lمشترک با مرتضی پاشایی
7= من دلم تنگ میشه ( یادبود مرتضی پاشایی عزیز )
8 = آهنگ بهت عادت کردم
9 = آهنگ چه خوبه دنیامون
10 = آهنگ جات خالیه
11 = آهنگ دلم شکست
12 = آهنگ نگو نه
13 = آهنگ بگو آره
14 = آهنگ لعنتی
15= آهنگ چی شد
16= آهنگ چطوری دیوونه
17= آهنگ از تو چه پنهون
کلیپ های عکس
اخبار آهنگ ها
پوستر طرفداران
REZZAR ویدئو موزیک
دکلمه های mrgolzar
آخرین آهنگ های محمدرضا گلزار
عکس golzar
عکس های فیلم ها
پشت صحنه
عکس های خانوادگی
عکس با دوستان
عکس های هنری
عکسهای کودکی
عکس های ورزشی باشگاه
عکس در جشن های افتخاری
تک عکس ها
عکسهای یادگاری با هنرمندان
عکس با طرفداران
عکس هایی با طرفداران کوچک
عکس های ورزشی
عکس های یهویی
عکس های قدیمی والیبال هنرمندان اصفهان و تهران ( تمرین )
عکس های والیبال هنرمندان - قدیمی
عکس های والیبال هنرمندان 92
عکس والیبال هنرمندان سال 93
طراحی طرفداران
عکس های سینما آزادی
عکس های مراسم گلریزان (سینماآزادی)
عکس هایی در کنسرت های دوستان یا میهمان
عکسهای تورنتو
عکس های گروه آرین
عکس های آوادیس کلوپ (فدوی )
پوستر هواداران
پوسترهای حرفه ای
فن پیج و پروفایل درفیسبوک
دوستداران
روی مجلات
عکسهای خیریه
♥آلبوم کلی فیلم ها
کلیپ ها
دانلود فیلم ها
دانلود آنونس فیلم
دانلود پشت صحنه فیلم
دانلود کلیپ عکس
دانلود فیلم والیبال
دانلود فیلم منتخب و محبوب
دانلود فیلم از هوادارن
دانلود رسانه ها
دانلود ویدیو متفرقه
دانلود فیلم فستیوال ها و جشن ها
دلنوشته ها
دلنوشته ها
دلنوشته های منتخب
در شبکه های اجتماعی
fb= پروفایل شخصی در فیس بوک
عکس های فن پیج و پروفایل در فیسبوک
rezagolzar facebook
پیام های مستقیم
پیام های متفرقه
پیامهای تلفنی
پیام ها از سامانه 2050
مصاحبه ها
مصاحبه با خانواده سبز
مصاحبه با مجله رویش
مصاحبه با بانی فیلم
مصاحبه با مجله نگاه هفت
مصاحبه با مجله ایده آل
مصاحبه با پارس توریسم | بولتن نیوز
مصاحبه با مجله مادران
مصاحبه با مجله فوتبال
مصاحبه با ماهنامه پرتو
مصاحبه با مصاحبه شب شیشه ای
مصاحبه با نسل امروز
مصاحبه با زندگی ایرانی
مصاحبه سایت real golzaria
مصاحبه با ماهنامه دیار هنر
مصاحبه با بردیا گلزار
مصاحبه با مصاحبه متفرقه
مصاحبه با ترانه ماه
مصاحبه با مجله تخصصی فیلم
مجله Real golzaria
مجله گلزاریا شماره 1&2
مجله گلزاریا شماره 3
real golzaria magazine = منتخب از مجله real golzaria
مجله گلزاریا شماره 4
real golzaria magazine = آمار دانلود مجله و نظر سنجی مجله گلزاریا
23**** درباره realgolzaria
site = پیشینه سایت
site = اخبار سایت
site = اخبار نویسندگان
تجارت ها
عکس مدلینگ
go sport
سایت پوینت
رستوران انار
رستوران اکلیپس
الهه فاخته
اشعار
دلنوشته
دکلمه
دانلود ها
دانلود آهنگ
دانلود فیلم

ثبت نام سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

مروری به گذشته .... لحظات قبل از مرگ ایرج قادری چگونه گذشت ؟

  • روی ادامه مطلب کلیک کنید
 تماشا: مرحوم ایرج قادری این چند ماه آخر حیاتش مدام در مجالس گوناگون و حتی مصاحبه های کوتاهش با افراد مختلف غیرمستقیم از مدیران خواسته بود که فیلم «شبکه»اش را اکران کند اما متاسفانه این اتفاق در قید حیاتش نیفتاد و «شبکه» در حالی اکران شد که مرگ قادری باعث شد این فیلم باتوجه به بضاعت های خودش تا اینجا برخلاف پیش بینی ها، با فروش نسبتا خوبی رو به رو شود. با گذشت دو هفته از نمایش این فیلم با عبدالرضا منجزی، فیلمنامه نویس این فیلم گپ کوتاهی زده ایم و از او خواستیم درباره خاطرات پشت صحنه این فیلم و اتفاقات جالبی که مخاطبان را سر ذوق بیاورد، حرف بزند. در ادامه بخشی از این حرف ها را از زبان منجزی که یکی از دوستان نزدیک قادری در این سال ها بوده، می خوانید.
قادری جزو معدود فیلمسازانی بود که هر وقت اراده می کرد بودجه تهیه فیلمش را از طریق مردم تامین می کرد. خیلی از بزرگان و همکاران سینمایی و یاران قدیمی اش هنگامی که چهره رنجور قادری را مشاهده کردند، هم قسم شدند تا او را برای ساختن فیلم جدیدش یاری کنند؛ دوستانی که تا لحظه مرگ او به وعده خودشان وفادار بودند. دوستانی مثل فرج حیدری، اکبر عبدی، حبیب اسماعیلی، سعید مطلبی، ستار اورکی، بابک صحرایی و...

در ابتدا قرار بود ایشان فیلمی با عنوان «فاخته» بسازد. م
ن 80 درصد فیلمنامه را نوشته بودم. در میانه راه به طور اتفاقی یک روز بعدازظهر در دفتر هفت تیر طرح «شبکه» را برایش گفتم. او به شدت به خط قصه علاقه مند شد، روزمرگی، بررسی ناهنجاری اجتماعی، ریتم قصه، تنوع شخصیت ها، گروه های متعدد داستان و طرح معمایی اش و... خیلی او را مجذوب کرد و از من خواست «فاخته» را کنار بگذارم و «شبکه» را بنویسم.

 

وقتی قصه آماده شد هر روز عصر از ساعت 5 در خانه ام حاضر می شد که نتیجه کار را برایش بخوانم. جلسات اول شبانه بود و او از 10 شب به بعد از فرمانیه راه می افتاد و به خانه من می آمد. عجیب آنکه همه دوستان و نزدیکان به این نکته پی بردند که تنها ساعاتی که قادری در روز پرشور و سرحال است، هنگامی است که مشغول کار روی فیلمنامه ایم.

آنقدر با هیجان نظر و پیشنهاد می داد که انگار می خواهد فیلم اولش را بسازد. بعد از دو ماه در خانه فرج حیدری قرار بازخوانی گذاشته شد تا سناریو خوانده شود. یک بار تهمینه (همسر قادری) صدایم کرد و مرا به حیاط برد و به من گفت که ایرج بیماری اش را جدی نمی گیرد و من از این موضوع خیلی می ترسم.

چون علائم نوعی بیماری غیرقابل کنترل در او مشاهده می شود. اما قادری عین خیالش نبود و همین طور کار می کرد و به فکر فیلم های بعدی اش هم بود.

وقتی به انتخاب عوامل رسیدیم، او دوست داشت در این کار هم از پیشکسوتان استفاده کند و هم از جوانان و نکته اینجاست که هر دو گروه معرفت نشان داند. بی آنکه قول و قراری باشد، بی آنکه کسی نکته ای را گوشزد کند، انگار همه فهمیده بودند که این آخرین فیلم قادری است. بی آنکه حتی علائمی از بیماری در چهره و قامت او دیده شود.

 

مهناز افشار و شاکردوست گزینه های اول برای نقش های اصلی بودند که مشتاقانه و با شور و شوق آمدند اما برنامه کاری نگذاشت آنها با قادری همکاری کنند. چه بسا که اگر آنها می دانستند این آخرین فیلم اوست، حتما به این پروژه می پیوستند.

در بین مردان هم امین حیایی، حامد کمیلی، حامد بهداد و پوریا پورسرخ گزینه های بعدی بودند و معرفت و ذوق و شوق نشان دادند. اما برنامه فشرده کاری شان اجازه نداد به این فیلم برسند. حتی این را هم بگویم که من نقش پژمان را فقط و فقط برای حامد بهداد نوشته بودم و روی اکت های عصبی او و توانایی های زیاد او حساب ویژه ای کرده بودم. اما متاسفانه او هم سر کار بود و می خواست به کیش برود.

یکی از بازیگرها که برای این فیلم خیلی رفاقت به خرج داد اکبر عبدی بود. او وقتی به دفتر آمد جلوی قادری خم شد و گفت من به خاطر تو مجانی بازی می کنم. یک سکانس و چند سکانس هم برایم فرقی نمی کند.

فرج می خواست یواشکی به عبدی بگوید که این فیلم آخر ایرج خان است. اما عبدی در حالی که انگار بغض کرده بود گفت: «هیچینگو، می دونم. تا آخرش هستم».

 

سیرویس گرجستانی هم، امیر جلالی هم، مظلومی و دیگران هم. هیچ کسی در این فیلم بر پایه مناسبات حرفه ای و مالی عمل نکرد. آن شبی که عبدی برای اولین بار به دفتر قادری آمده بود خیلی روز خوبی بود. بعد از آنکه سناریو را خواندیم و کلی حرف بین این دو رد و بدل شد، عبدی همه را به خانه خودش دعوت کرد و همه آن شب به خانه عبدی رفتیم و آش نذری که همسرش درست کرده بود را خوردیم.

چندین بار ایرج خان هنگام پیش تولید از هوش رفت و بچه ها پنهانی از او در آشپزخانه گریه می کردند. او بسیار مقید به ظاهرش بود و خیلی آراسته بود. همیشه خوشبو و خندان و تمیز بود و به ادب و احترام و گفتار تاکید ویژه ای داشت.

 اخبار بد را به هیچ کسی نمی داد و مجدانه از شما می خواست که اخبار بد را به او ندهید. صبح تا شب جوانان علاقه مند به بازیگری به دفترش می آمدند و او با صراحت و گفتار تند، تقبیح این آرزو را می کرد. برایش مهم نبود که جوان رو به رو خوشش بیاید یا بدش بیاید.

می خواست واقعیت را به او بگوید. می گفت برای ستاره شدن چهره زیبا و قامت و دندان های تراش خورده کافی نیست. جنم، ژن، وجود، آن، خلاقیت و شانس مهم است.

 

یادم می آید که برای نقش امیرعلی (یکی از نقش های فیلم شبکه) وقتی آن جوان علاقه مند به بازیگری را دعوت به کار کرد او خیلی روی هیکلش کار کرده بود. قادری با این موضوع قویا مخالفت کرد و از او خواست با یک اندام واقعی و ورزشی سر کار بیاید نه این هیکل ساختگی!

فرج حیدری برای او بیش از یک مدیر فیلمبرداری بود. او همیشه در نقش یک دوست باوفا ظاهر می شد. قادری می خواست برای این فیلم از بوتیمار هم استفاده کند و فرج او را دعوت به کار کرد و او هم حاضر شد اما به لحاظ برخی از قواعد نتوانست با بوتیمار همکاری کند.

قادری یک بار در گوش من گفت مهم حال و رابطه ای است که من دارم. مهم تشییع جنازه نیست. مهم همراهی الان آدم ها با من است که من دارم. تا زنده ام دوست دارم که همه دوستانم کنارم باشند.

این را اولین بار همین جا می گویم که قادری می خواست امسال یک فیلم به نام «آلاله» بسازد فیلمی که قرار بود پروانه ساخت بگیرد اما قبل از سال همسرش از ما خواست که فعلا ساخت این فیلم را به خاطر ناتوانی ایرج کنسل کنیم تا وقتی حالش خوب شد که اجل مهلت نداد.
مرحوم قادری همیشه تا ظهر در دفترش کار می کرد و بعد از آن به آفیس 2 می رفت. اصطلاح آفیس 2 را خودش ابداع کرده بود و منظورش «دربند» بود! او همیشه وقتی از کار در دفترش خسته می شد، برای ادامه کار به دربند می رفت. قادری ارادت ویژه ای به مسعود کیمیایی داشت و چندبار هم آن زمانی که کیمیایی در بیمارستان بود، پیش او رفته بود. او حتی خیلی دوست داشت که پولاد کیمیایی هم در «شبکه» بازی کند.

 

از قدیمی ها او این اواخر از بهروز وثوقی خیلی ناراحت شده بود. گویا وثوقی در خارج مصاحبه ای کرده و در آن گفته بود که من اشتباه کردم که در «بت» قادری بازی کردم و هر اتفاق خوبی که در آن فیلم افتاده، باعثش من بودم و از این حرف ها.

این حرف ها قادری را عصبانی کرده بود و طوری شد که قادری به وثوقی گفت چرا الان داری حرف آن زمان ها را می زنی؟ تو که آن موقع می گفتی این یکی از بهترین فیلم های توست. حالا چی شده که داری این جوری می گی؟

و زمانیکه ایشان در بستر بیماری بودند آقای گلزار به دلیل مشغله های غیر قابل بیان نتوانستند جویای احوال ایشان باشند .
ولی  آقای گلزار برای او یک دسته گل به بیمارستان فرستاد.


نویسنده : toghi
تاریخ :
بازدید : 406


آخرین نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی



آرشیو سایت

1397
1396
1395
1394
1393
1392